پستی رو که گذاشته بودم روپاک میکنم به خاطر اینکه گاهی کوه به باد حسادت میکنه!!!!....بذار غم هام برای خودم باشه...!؟
این قسمت از قصه ای رو که تازگیها شروع کردم و شاید به پایانش نبرم رو میذارم تا شاید بار ذهن من کم نشه!!!اما تو هم بدونی که گاهی قصه ها عین واقعیته و نیست هیچ وقت!!....این هم قصه ای به اسم برزخ.....!
.....مثل یک تابلو شده بودم که پر از خط های شکسته بود که از بین یک دایره می گذشتند یک تابلوی سفید با خط های سفید تر که از وسط یک دایره ی قرمز رد می شدند،اما هیچکس جز من نمی توانست این خط های سفید را ببیند......
هنوز باران می بارید،همیشه باران می بارد،چه در بهار چه تابستان،چه زمستان و چه پائیز ؛یک بار آفتاب یک بار آب،یک بار ابر،یک بار هوا،یک بار،دو بار،می بارد و ربطی به فصل ندارد ،ربطی به این ندارد شب باشد یا روز!.....
دلم گرفته بود اما به خود نهیب میزدم که نه دلتنگم و نه دلگیر!بارها با خود زمزمه کردم:
-نه دلم گرفته،و نه دلتنگم!....
چرا هیچ وقت این دروغ های لعنتی باورم نمی شد!؟چرا به هرکسی که دروغ میگفتم باور می کرد اما خودم نه!....باورم نمیشد!.....
درون سرم صدای سوت نازکی پیچید یک لحظه حس کردم تمام این صحنه ها برایم تکراریست،توی زندگی همه ی ما چنین لحظاتی وجود دارند که فکر می کنیم این صحنه ها قبلا تکرار شده اند و گاهی در یک هفته این حادثه بیشتر و بیشتر رخ میدهد و این نشانه ی دو چیز است:1-جنون 2-مرگ!.....
اینها را مادربزرگم برایم تعریف نکرده بود،نه!.....
مادرم قبل خواب،نه!یادم نمی اید هیچ وقت مادرم قبل خواب چنین چیزهایی را برایم تعریف کرده باشد، مادرم به خاطر قرص هایی که مصرف می کرد همیشه زود می خوابید و هیچ وقت قبل خواب به یاد ندارم که چیزی برایم تعریف کرده باشد،این ساخته ی ذهن و افکار خودم بود،
دلم میخواست گریه کنم!..نه!گریه لغت خوبی نیست هوار بزنم!هوار بشوم!هوار بکشم...هوار!!!
از انتظار،از تظاهر،از دروغ هائی که همه جز خودم باورشان میشد خسته شده بودم!
راستش دلتنگ بودم،دلتنگ مردی که مدتها بود به این فکر میکردم چشمانش فقط یک بار به من راست گفته بودند و آن هم وقتی بود که بعدها خودش می گفت: در تمام آن لحظات دروغ می گفتم!
اما قسم به همه ی مقدسات فاقد ارزش و اعتبارم که راست نمیگفت!......
اما باز به خودم دروغ گفتم که دلتنگ نیستم!نیستم!.................نیستم!....
همه چیز از آنجا شروع شد که میخواست تمام شود!........میخواست تمام شد ناتمام من!.......
....
و این شعر هم که شعر نیست فقط چند لغت به نام هم گره خوردند و من به آنها میگویم متولد شود شعری نو:
وقتی به جنون می اندیشم بزرگ میشوم!
آنقدر که در دستان دنیا هیچ چیزی گم نشود
حتی ذره ای از رویاهایم
توی خواب ها جاگذاشته نشود
و من هر چقدر که دلم میخواهد
قهوه ای باشم
و چیزی به روی آسمانم نمی آورم؛
یادت باشد
روزی که بادبادکها انقلاب کردند
زیر گوشت گفتم:
هرچقدر که میخواهی به خودت هوا تزریق کن
سبکترها بالاتر می روند
بالاتر!.......
۩
من از پشت شبهای بی خاطره/من از پشت زندان غم آمدم/من از آرزوهای دور و دراز/من از خواب چشمان نم آمدم/تو تعبیر رویای نادیده ای..................
ابن هم غزل که تو بهم تقدیم کردی من هم به تو تقدیم می کنم برای اولین شبی که با هم زیر یک چتر ایستادیم:
مومن به چشم های تو کافر نمیشود/کافر اگر شود متظاهر نمی شود
موسی عصای معجزه را کرم می کند/عیسی بدون چشم تو شاعر نمیشود
دریا اگر شوی به خدا از حیا غروب/در پشت موجهای تو ظاهر نمی شود
چشمت بهانه است تو اهل جهنمی/شیطان که بدون سیب ساحر نمی شود
هر چه تلاش می کنم از تو جدا شوم/این قلب در یه در شده حاضر نمی شود
اصلن چه فرق می کند اندازه ی سفر/وقتی پرنده ی تو مهاجر نمیشود
من منتظرم تا تو چراغ را روشن کنی!
پرستاری که از پرستاری چشم های تو سیر نمیشود!
نوشته شده توسط راحیل حسینی در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

E=MC²
قانون نسبیت انیشتین هنوز نگفته مطلقا احمق ها به بهشت نمی روند!
فهرست اصلی
دوستان
مهروماه(وبلاگ قبلی خودم)
عالین نجاتی
الناز ابراهيم پور
احسان مهدیان
خانم دکتر مسافر
آزاده بشارتی
آیدا عزتی
مجتبي صالحي
سپیده بارانی
فاضل شیرزاد فر
محمد ارثی زاد
نورمراد رضایی
حسین تیموری
وحید دانشمندی
مهدی بخشی
انجمن قایم شهر
جودی آبوت
ايمان جواهري پور
فرجاد اكرمي
ميرزا بدبين
آيدا پوريا نسب
پالیز بان
سامره اسد زاده
امیر حسین نیکزاد
نارنج ترنجی
مسيحا ابو علي
صالح سجادی
محسن کریمی
نیلوفر اعتمادی
رضا افشاری
ژاله سيفي
رهاورد
فرشته صحرا
پناه-پريسا
زهره جعفر زاده
راحيل
سوفی
حمیده بانو
راحله حدیدی
سوته دل
حمید
محمد مبلغ الاسلام
بهزاد بهادری
اسماعیل مهران فر
مریم حقیقت
صدیقه حسینی
روح الله نعمت الهي
م.آنيما
رويا ابراهيمي
احسان خليلي
نوشته های پیشین
فروردین 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح قالب
POWERED BY